ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

مادران پارک لاله ایران: 8 مارس، روز جهانی زن گرامی باد!



8 مارس، روز جهانی زن گرامی باد!


از زمانی که زنان کارگر نیویورک در اعتراض به شرایط غیرانسانی و تبعیض‌آمیز خود توسط حکومت سرمایه داری سرکوب و کشته شدند، بیش از یک قرن می‌گذرد. از آن زمان تا کنون زنان بسیاری در جهان هر سال، روز 8 مارس را به عنوان روز جهانی زن گرامی می‌دارند و در اعتراض به نابرابری، تبعیض، فشار مضاعف ناعادلانه و بی حقوقی خویش دست به اعتراض می‌زنند.

ما زنان ایرانی نیز علیرغم سرکوب و فشار گسترده‌ی حکومت اسلامی، در بسیاری از این سال‌ها دوش به دوش هم صدای دادخواهانه و حق طلبانه خود را بلند کرده و خواسته‌های خود را فریاد زده‌ایم. خواسته‌هایی که یا به زور یا با تحمیق و انواع روش‌های مزورانه از ما ستانده شده است. آغاز این سرکوب‌ها حجاب اجباری بود که به بهانه‌ی محافظت از ما زنان در مقابل نگاه‌های هرزه‌ی مردان و در واقع به عنوان ابزاری ایدئولوژیک برای سرکوب زنان یعنی نیمی از جمعیت فعال جامعه، همواره به ما تحمیل شده است.

اسفند سال 1357، زنان بسیاری به بهانه‌ی روز جهانی زن و در اعتراض به اجباری کردن حجاب در برخی از ادارات به خیابان‌ها آمدند و یک صدا فریاد زدند «ما انقلاب نکردیم، تا به عقب برگردیم»، اما پاسخ آنان «یا روسری، یا توسری» بود. اوباش حکومتی به بهانه آن که این اعتراض، اعتراض زنان مرفه طرفدار رژیم شاه است، با مشت، پنجه بوکس و ... به زنان حمله کردند و خواهان عقب نشینی زنان از خواسته‌های خود شدند و صد البته این امر با حمایت بخشی از جامعه به ویژه مردان که حجاب اجباری را موضوعی فرعی می‌دانستند، همراه شد و به زنان توصیه می‌کردند در حال حاضر مبارزه‌ی اصلی چیز دیگری است و نباید با این خواسته‌های کوچک، از مبارزه‌ی اصلی به دور افتاد!؟

این خوش باوری و همراهی و سکوت بخشی از جامعه با سرکوب حکومتی، تا آن جا پیش رفت که به مرور قوانین زن ستیزانه‌ی مذهبی؛ قوانینی که جای زنان را در داخل خانه و مطبخ تعریف می‌کند، تصویب و تثبیت شود. هرچند حکومتی‌ها تلاش زیادی کردند تا زنان را با ساختار تبعیض‌آمیز، روز به روز به عقب نشینی وادار کنند و اکثریت جامعه  از زن و مرد، به قوانین به شدت تبعیض‌آمیز حکومت اسلامی تن دادند، ولی موفق نشدند زنان را خانه نشین کرده و از حضور موثر در عرصه‌ی فعالیت‌های اجتماعی باز دارند.

از آن زمان تا کنون، زنان بسیاری قربانی این ساختار مردسالار و قوانین تبعیض‌آمیز شدند. قوانینی از جمله؛ حق طلاق، حق نگهداری از فرزند، حجاب اجباری، اخراج زنان تحت عنوان تعدیل ساختاری، نابرابری در دستمزد و خانه نشین کردن اجباری زنان تحت عنوان بازنشستگی‌های پیش از موعد با حقوق پایین، نیمه وقت کردن کار زنان و کاهش حقوق آن‌ها، تعطیلی مهدکودک‌ها در ادارات و کارخانجات، دیه و ارث نابرابر، محرومیت از تحصیل و اشتغال در برخی رشته‌ها و مشاغل، کاهش سن ازدواج، تفکیک جنسیتی در ادارات و مکان‌های عمومی، ممنوعیت از حضور زنان در بعضی از رشته‌ها و مکان‌های ورزشی و سایر حوزه‌هایی که زنان می‌توانند حضور فعال داشته باشند. این ساختار تبعیض‌آمیز با تمام قوا تلاش می‌کند تا زنان را مجبور به ترک محیط‌های کاری کرده و خانه نشین کند، سیاستی که به فقر گسترده و بیکاری و وابسته و تحقیر شدن بسیاری از زنان منجر شده تا آن جا که با پیامدهایی تحت عنوان زنانه شدن فقر مواجه شده‌ایم.

هم‌چنین دیگر موارد فاجعه‌بار از قبیل سنگسار، قصاص، اسیدپاشی، تیغ زنی، قتل‌های ناموسی، ختنه زنان و سایر نابسامانی‌های اجتماعی، اقتصادی باعت شده که ما در سال‌های اخیر شاهد کاهش سن روسپیگری، افزایش زنان خیابانی و کارتن خواب و معتاد و زندانی، افزایش کودکان کار و پدیده‌ی تاسف‌بار و بسیار غم انگیز فروش نوزادان باشیم. امری که باعث شد طرح وقیحانه‌ی عقیم سازی زنان کارتن خواب مطرح شود.

ساختار آزادی‌کش و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی با بهانه‌ی پاسداری از مذهب و عرف جامعه و در حقیقت به دلیل حفظ قدرت خود، عرصه را روز به روز به مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی زن و مرد تنگ و تنگ‌تر کرد، ولی زنان همواره جزو پیگیرترین نیروهای مقاومت بوده‌اند و در طول سالیان به شیوه‌های گوناگون دربرابر بیدادگری ایستاده‌اند. از همان سال‌های اولیه در دهه‌ی 60، زنان مبارز نیز پا به پای مردان مبارز در همه‌ی جریان‌ها و حرکت‌های اعتراضی حضور پر رنگ داشته‌اند.

حرکت مادران و خانواده‌های خاوران در پاسخ به سرکوب و کشتار دهه‌ی 60، پاسخ گویا و روشنی علیه حکومتی است که هیچ جای اعتراضی را بر نمی تابد. این جریان مستقل و دادخواهانه که در همه‌ی این سال‌ها راه خود را بی وقفه طی کرده، با حضور پر رنگ مادران، پدران، همسران، خواهران و برادران دادخواه شکل گرفت و در ادامه به جریانی تاثیرگذار در حفظ و پاسداشت خاوران، به عنوان محلی نمادین از بی عدالتی و پایداری تبدیل شد. مکانی که در آن هزاران مبارز سیاسی، بی خبر از خانواده‌ها ناعادلانه اعدام و در گورهای فردی و جمعی مدفون شده‌اند و خانواده‌ها پیگیرانه برای روشن شدن حقیقت و دادخواهی ایستاده‌اند.

ما تعدادی از زنان فعال اجتماعی و دادخواه نیز که در سال 1388، در اعتراض به کشتن و مجروح و زندانی کردن مردمی که برای حداقل خواست انسانی خود به خیابان آمده بودند، در پارک لاله تهران جمع شدیم تا صدای مان را به سراسر دنیا برسانیم و رساندیم. ما با سه خواست «آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی، لغو مجازات اعدام و محاکمه و مجازات آمران و عاملان همه جنایات‌های صورت گرفته در جمهوری اسلامی در دادگاهی علنی و عادلانه» به فعالیت خود ادامه داده ایم و تلاش می‌کنیم صدایی همراه با جنبش دادخواهی مادران و خانواده‌های آسیب دیده‌ی ایرانی باشیم. ما که خود زنیم، اعتقاد داریم برای رسیدن به سه خواست حداقلی خود، باید در جهت رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، رفع هر گونه تبعیض و جدایی دین از حکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها را در ساختار آزادی ستیز و تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی می‌دانیم.

ما همراه و همگام با سایر زنان مبارز و آزادیخواه ایران و جهان، وضعیت اسف‌بار و غیرانسانی موجود در زندان‌های ایران را زیر سوال می‌بریم و خواهان ایجاد شرایط انسانی در زندان‌ها هستیم. ما می‌خواهیم که زنان و مردان زندانی از همه‌ی حقوق انسانی خود به عنوان یک زندانی سیاسی برخوردار باشند، تا مجبور نشوند برای رسیدن به خواسته‌های خود با اعتصاب غذاهای فلج کننده به حداقل حقوق خود دست یابند.

ما عمیقا با خانواده‌های زندانیان سیاسی و کشته شدگان همدرد و هم پیمان هستیم و از مسئولان می‌خواهیم که حقوق تمامی زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی که برای دفاع از عقیده و احترام به کرامت انسانی فعالیت می‌کنند را محترم بشمارند. 

ما می‌خواهیم که همه‌ی زندانیان، به ویژه زندانیانی که همسران‌شان در زندان، تبعید و یا در انتظار اجرای احکام اعدام هستند، از شرایط عادلانه برخوردار شود. 

ما به تمامی احکام ناعادلانه و بازداشت‌ها و احضارها و محرومیت‌ها، به ویژه فشار بر خانواده‌های آسیب دیده به شدت اعتراض داریم و خواهان رفع هر گونه محرومیت و آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی هستیم و تلاش می‌کنیم همگام با آن‌ها، صدای دادخواهی و اعتراض‌شان را هر چه رساتر کنیم تا بتوانیم همراه با هم، مسیر برقراری عدالت را هموار سازیم. 

ما هم‌چنین در آستانه‌ی انتخابات فرمایشی اعلام می‌داریم که هیچ توهمی در مورد نمایندگان زن مجلس که برخواسته از آرای مستقل مردم نیستند، نداریم و بر خواسته‌ها و مطالبات انسانی خود ایستاده‌ایم و تنها راه رهایی از نظام استبدادی و سراسر تبعیض کنونی را فعال کردن جنبش‌های مستقل و مردمی می‌دانیم.        

مادران پارک لاله ایران
16 اسفند 1395

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۶, دوشنبه

دورتموند - بزرگداشت روز جهانی زن ۲۰۱۷


گزارش تصویری تظاهرات گروه های مختلف فعالان زنان
و برگزاری برنامه‌های مختلف در شهر دورتموند
شنبه ۴ مارس ۲۰۱۷

روز جهانی زن بر همه زنان و مردان برابری خواه مبارک باد

نه به خشونت علیه زنان
نه به حجاب اجباری
نه به نژادپرستی و بیگانه ستیزی
آری به صلح
آری به همبستگی جهانی
آزادی برای همه زنان زندانی سیاسی-عقیدتی 
آزادی برای همه زندانیان سیاسی-عقیدتی 
 
زنده باد همبستگی جهانی زنان و مردان برابری خواه 
حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
























ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۲, پنجشنبه

دورتموند - مراسم روز جهانی زن ۲۰۱۷



دورتموند - مراسم روز جهانی زن ۲۰۱۷

روز جهانی زن بر همه زنان و مردان برابری خواه مبارک باد
!زنان سراسر جهان, شجاعانه در حال  شکستن مرزها هستند

نه به خشونت علیه زنان
نه به حجاب اجباری
نه به نژادپرستی و بیگانه ستیزی
آری به صلح
آری به همبستگی جهانی 

تظاهرات گروه های مختلف فعالان زنان و برگزاری برنامه‌های
مختلف در شهر دورتموند

شنبه ۴ مارس ۲۰۱۷ ساعت ۱۴ بعد از ظهر 
دورتموند: خیابان مونستر- میدان سنت جوزف - روبروی کلیسا  

زنده باد همبستگی جهانی زنان و مردان برابری خواه 
حامیان مادران پارک لاله - دورتموند



ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

شبکه همبستگی برای حقوق بشر درایران: روزجهانی زن خجسته باد. ایران زندان زنان است




روزجهانی زن خجسته باد
ایران زندان زنان است
 
وجود ساختار تبعیض آمیز، و خشونت‌های قانونی شده از سنت‌های قرون وسطائی، ایران را به زندانی بزرگ برای زنان این کشور تبدیل کرده است. جمهوری اسلامی ایران نه تنها زنان را مانند مردان از ابتدائی‌ترین حقوق و آزادی‌های مدنی محروم کرده، بلکه فراتر از آن ستم‌های مضاعفی مانند:حق انتخاب پوشش،حق مزد مساوی دربرابر کار مشابه، حق طلاق، حق حضانت فرزند، حق سفر، حق تحصیل، حق انتخاب برخی از مشاغل، حق انتخاب ورزش و حضور درمیدان‌های ورزشی و عرصه‌های هنری و اجتماعی و غیره را از زنان ایران یعنی نیمی از جمعیت کشور سلب نموده است. این سلب حقوق و آزادی و اعمال خشونت‌های حکومتی و خانگی علیه زنان ایران در حقیقت ناشی از ایدئولوژی نظام حاکم و مردسالارنه و باورهای قرون وسطائی حکومتگران می‌باشد.

زنان آگاه ایرانی جزو نخستین گروه‌های اجتماعی بودند که از روزهای تأسیس جمهوری اسلامی در دفاع از حقوق و آزادی‌های زنان به مقابله با قوانین تبعیض آمیز و زن ستیزانه حکومت قیام نمودند، اما این حکومت به دلیل ماهیت و ساختار تبعیض آمیزش، خواسته‌های برحق زنان را با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ داده و تلاش بسیاری کرده و می‌کند تا زنان را از عرصه‌های اجتماعی دور کند و این روند تا به امروز همچنان ادامه داردولی علیرغم سیاست خانه نشین کردن زنان ایرانی از یکسو و اشکال مختلف تبعیض و سرکوب‌ و اسیدپاشی، مبارزه و حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نیز از ۳۸ سال پیش تا به امروز، بدون وقفه ادامه دارد و در طول این مدت صدها زن در ایران اعدام و هزاران تن زندان و شکنجه شده‌اند. هم اکنون نیز ده‌ها تن از زنان و مادران شجاع ایرانی که توسط دستگاه غیرمستقل قضائی ایران به زندان‌های درازمدت محکوم شده‌اند، یا در زندان‌های جمهوری اسلامی بسر می‌برند یا با تهدید و احضار و محرومیت، آنان را زیر تیغ نگاه داشته‌اند و ضرورت دارد که ما فعالان مدنی و حقوق بشری، فعالیت‌های خود را برای آزادی و رهایی آنان هر چه گسترده‌تر کنیم
 
در سالگرد روز جهانی زن که یادآور مبارزات زنان عدالت جو و برابری طلب در سرتاسر جهان است، ما نهادهای حقوق بشری ایرانی ضمن محکوم کردن اعمال و رفتار و قوانین و مقررات زن ستیزانه جمهوری اسلامی، خواستار رعایت بی قید و شرط ارزش‌های جهان شمولِ حقوقِ بشر، بویژه برایِ زنان ایران هستیم. ما خواستار رهایی تمامی زندانیان سیاسی و از جمله زندانیان سیاسیِ زن هستیم و از مجامع بین المللی مدافع حقوق بشر درخواست مینمائیم که برای پذیرفتن گزارش‌گر ویژه سازمان ملل جهت رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران، از هر طرقی که مناسب می‌دانند، اقدام نمایند. هم چنین از نهادهای مدنی و مدافع حقوق بشر در همه کشورهای جهان می‌بایستی خواسته شود که از زنان دیپلمات کشورهای متبوع خود بخواهند به هنگام سفر به ایران حجاب اجباری جمهوری اسلامی را با توجیه "احترام به قوانین داخلی ایران" رعایت نکنند که چنین رفتاری توهین به زنان آزاده‌ی ایرانی است که 38 سال است برای برچیدن قوانین ضد حقوق بشری جمهوری اسلامی از جمله قانون خود ساخته حجاب اجباری مبارزه کرده و می‌کنند.

شبکه همبستگی برای حقوق بشر درایران

امضای نهادها:
۱ - انجمن زنان ايرانى - مونترال
۲ - انجمن تئاتر ایران و آلمان ـ کلن
۳ - انجمن همبستگی ایرانیان - دالاس
۴ - انجمن جمهوریخواهان ایران - پاریس
۵ - انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران - هامبورگ
۶ - بنیاد اسماعیل خویی
۷ - صدای موج سبز - لندن
۸ - مادران پارک لاله ایران
۹ - حامیان مادران پارک لاله - دورتموند
۱۰- حامیان مادران پارک لاله - هامبورگ
۱۱- حامیان مادران پارک لاله - لندن
۱۲- حامیان مادران پارک لاله - فرزنو
۱۳- سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
۱۴- شبکه همبستگی ملی فرزنو - کالیفرنیا
۱۵- فدراسیون اروپرس
۱۶- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان
۱۷- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی - پاریس
۱۸- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران - شیکاگو
۱۹- كمپين دفاع از زندانيان سياسي و مدني
۲۰- کنشگران «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۱- مادران صلح مونترال
۲۲- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - مونترال
۲۳- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - نیویورک
۲۴- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - لوس آنجلس
۲۵- همبستگی برای جمهوری عرفی و حقوق بشر در ایران - ونکوور
۲۶- همبستگی برای حقوق بشردر ایران - کلگری









ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۲, سه‌شنبه

برای پیشبرد حرکتی پیشرو، آگاهانه قدم برداریم و به تکرار تاریخ مجال ندهیم!

برای پیشبرد حرکتی پیشرو، آگاهانه قدم برداریم و به تکرار تاریخ مجال ندهیم!

در روز 7 آبان شاهد حضور مردم در پاسارگاد بر مقبره‌ی کوروش و برگزاری تولد وی بودیم که تعداد زیادی بازداشت شدند و تا کنون از وضعیت برخی از شرکت کنندگان اطلاعی در دست نیست.

بی شک برای شرکت در این تجمع انگیزه‌های متفاوت، اما محدودی می‌تواند وجود داشته باشد، اما آنچه برجسته می‌نماید، اوج نارضایتی مردمی است که از فشارهای اقتصادی، بیکاری، پایین بودن سطح دستمزدها، عدم وجود آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و وجود فساد بیش از حد در درون حاکمیت از اختلاس و فحشا و... سرچشمه می‌گیرد و مردم شاهدند که عاملان فساد آزادانه به کار خود ادامه می‌دهند و افشاکنندگان رازهای سر به مهر حکومت روانه بیدادگاه‌های نظام می‌شوند.  

اما موج سواری نیروهای حامی سلطنت نیز در این میان قابل تأمل است که با بزرگ نمایی کوروش و قدیس ساختن از وی، از موج نارضایتی‌ها بهره برداری می‌کنند و مردم را به راهی سوق می‌دهند که از سنگ مزار کوروش، مطالبات خود را بخواهند. این ترفند نیاز به برانگیختن حس وطن پرستی از یک سو و توسل به برتری نژادی از سوی دیگر دارد تا از این ره برای خود پشتوانه‌ی ایدئولوژیک نیم بندی نیز فراهم آورند. از دیرباز نیزشبکه‌های ماهواره‌ای و ناسیونالیستی فارسی زبان به آن دامن می‌زنند و به عرب ستیزی مشغول‌اند؛ شعارهایی که علیه خوزستانی‌ها در آن روز سر دادند و از اعراب ابراز نفرت کردند، بسیار خشونت آمیز و تحقیرکننده بود.

آنچه که مردم را به بی‌راهه‌هایی از این دست می‌کشاند، واقعیتی است که پس از انقلاب و جنگ و عملکرد جمهوری اسلامی؛ با سرکوب گسترده و زندان و شکنجه و اعدام و ترور مخالفان خود در داخل و خارج از کشور و دخالت در مسائل خاورمیانه و... برای گسترش اسلام، در بخش‌هایی از مردم احساس سرافکندگی ایجاد کرد و این همان نقطه‌ای است که آنان برای جبران کاستی‌ها و غرور پایمال شده خود، تحت تأثیر تبلیغات، به کوروش و تمدن درخشان وی متوسل شده‌اند تا از این راه به کسب یک هویت ملی نایل شوند.

اما ناسیونالیسم افراطی از کوروش؛ پادشاه هخامنشی استفاده می‌کند تا به اهداف خود برسد. بنابراین نیاز دارد تا از وی چهره‌ی دیگری بسازد، شخصیتی که در شاهنامه و اوستا و متون پهلوی نامی از او نیست و به یک باره به دست محمدرضا پهلوی به "شکلی جدید" خلق می‌شود.

"شاه سابق پیش از شروع جشن‌های 2500 ساله، استوانه‌ی کوروش را از موزه‌ی بریتانیا امانت می‌گیرد و پس از پایان این جشن‌ها نمونه‌ای مشابه از منشور کوروش را ساخته و سپس اشرف پهلوی آن را به سازمان ملل اهدا می‌کند تا برای همیشه به عنوان اولین سند حقوق بشر از آن یاد شود. به این ترتیب محمدرضاشاه از نام و هویت کوروش که تا زمان او اهمیتی نداشته با تبلیغات ساختگی برای تثبیت حکومتش و نشانی از تمدن دیرینه‌ی ایرانی استفاده کرد. هم‌چنین افسانه‌هایی ساخته شد که وی را عادل بنمایاند، از این دست که با بابلیانِ شکست خورده و برده‌ها به مهربانی رفتار می‌کرد و...، اما با تحلیلی طبقاتی و تاریخی می‌توان دریافت که در عصر برده داری، کشورگشایی و فتح امپراتوری بزرگ بابل، بدون قتل و خون ریزی امکان پذیر نبوده است. او به همراه بابل، تمدن‌های لیدی و ماد را نیز نابود کرد. در این موارد باستان شناسان، استادان تاریخ ایران باستان و شرق شناسان اروپایی علیه افسانه‌ی کوروش پژوهش‌های گسترده‌ای انجام داده و برخی از سازمان ملل انتقاد کرده‌اند که به کوروش اقتداری کاذب بخشیده و در یافتن حقیقت منشور کوروش سهل انگاری کرده است زیرا بعضی از خطوط میخی حک شده بر استوانه به درستی ترجمه نشده‌اند".1

ناسیونالیسم موجود با اتکا بر این پیشینه و باور ساختگی و با استفاده از ملیت و نژاد و... تلاش می‌کند تا زمینه‌های بازگشت به نظام پیشین را بر بستر نارضایتی مردم از سیستم فعلی فراهم کند.

مروری اجمالی بر شرایطی که زمینه ساز خیزش57 شد، کمک می‌کند تا معضلات را به خاطر آوریم، تحریفات تاریخی را بشناسیم و برای پیشبرد حرکتی پیشرو، آگاهانه قدم برداریم و به تکرار تاریخ مجال ندهیم:
"محمدرضا پهلوی با اعطای وام‌های کم بهره به تاجران مورد نظر دربار از طریق بانک صنعت و معدن، و معافیت‌های مالی، بخش خصوصی را تقویت کرد. سپس خانواده‌های زمیندار قدیمی مانند فرمانفرما، بیات، افشار و... به کارآفرینان سرمایه دار تبدیل شدند".(همان رانت خواری گسترده‌تر امروز)2 

رشد پیوسته‌ی جمعیت و تنگی معیشت دهقانان بی‌زمین، سبب مهاجرت و شکل گیری حلبی آبادهای شهری شد. استراتژی رژیم شاه سرازیرکردن ثروت نفتی به سوی وابستگان به دربار بود که کارخانه‌ها، شرکت‌ها و واحدهای کشت و صنعت متعددی را تأسیس کردند، اما ثروت به صورت قطره‌ای به طبقات دیگر جریان می‌یافت. نابرابری‌ها در تهران بیشتر محسوس بود؛ ثروتمندان در کاخ‌های شمالی شهر و  فقرا در آلونک‌های معروف به حلبی آباد بدون حداقل امکانات رفاهی زندگی می‌کردند.

"ارزیابی بانک مرکزی _که همواره نابرابری‌های واقعی را کمتر برآورد می‌کنند_نشان می‌دهد در سال‌های 52 و 53 نزدیک به 38 درصد هزینه‌ها مربوط به دهک بالایی جمعیت ثروتمند کشور است، در حالی که هزینه‌ها برای جمعیت محروم 3/1 درصد بوده است. در دهه‌ی 1350 ایران به یکی از بدترین کشورهای جهان تبدیل شد".3

"اجرای برنامه‌های اجتماعی در بهبود وضعیت آموزشی و بهداشتی موثر بود، اما در مجموع ایران پس از گذشت دو دهه یکی از بدترین کشورها در بخش نرخ مرگ و میر کودکان و نسبت پزشک به بیمار در خاورمیانه بود. 68درصد بزرگ سالان بیسواد بودند. یکی از پایین‌ترین نرخ‌های آموزش عالی مربوط به ایران بود و تنها 30درصد داوطلبان کنکور وارد دانشگاه می‌شدند و شمار افراد متقاضی تحصیل در خارج از کشور رو به رشد بود. اصطلاح «فرار مغزها» نخستین بار برای ایران به کار گرفته شد. هم‌چنین محمدرضاشاه 39درصد از بودجه‌ی کشور را صرف تسلیحات نظامی می‌کرد( شکل گسترده‌تر آن انرژی هسته‌ای امروزی است). هم‌چنین ایران که در دهه‌ی 40 از صادرکنندگان مواد غذایی بود، در اواسط دهه‌ی 50 سالانه یک میلیارد دلار برای واردات محصولات کشاورزی هزینه می‌کرد".4 

اسفند 54 شاه دو حزب ایران نوین و مردم را منحل و حزب رستاخیز را تشکیل داد و وجود یک حکومت تک حزبی را اعلام کرد (همانند ولایت مطلقه فقیه). همه وظیفه داشتند عضو حزب شوند و افرادی که خودداری می‌کردند به اعتقاد رژیم «کمونیست مخفی» بودند و این «خیانت کاران» می‌باید بین رفتن به زندان یا ترک کشور یکی را انتخاب می‌کردند."حزب رستاخیز یادآور شد که شاهنشاه طبقه و تضاد طبقاتی را به کلی و تا ابد ریشه کن کرده است".5

"گفته شده که شاه به دلیل نظرات سکولاریستی افراطی سرنگون شد، اما با خواندن مصاحبه اش با اوریانا فالاچی چیز دیگری می‌شنویم، وی می‌گوید: در زندگی خود «پیام‌ها و الهاماتی» از خدا و امام علی دریافت می‌کنم و نیرویی مرا همراهی می‌نماید که دیگران قادر به دیدنش نیستند".6

گفتن این جمله که «من پیام‌های مذهبی دریافت می‌کنم» بی‌شک حاکی از عوام فریبی او بوده است.
یکی از ویژگی‌های حکومت‌های دیکتاتور و خودکامه، ممانعت از آگاهی بیان و اندیشه است که شاه نه تنها با نبود کتب ارزشمند و روزنامه‌های مستقل و سانسور، جلوی رشد فکری جامعه سد ایجادکرده بود، بلکه با پر کردن زندان‌ها از افراد آگاه و روشنفکر، زمینه‌های نارضایتی را به مرور در ابعاد مختلف به وجود آورد. ایجاد سازمان جاسوسی(ساواک) نیز از دیگر اقدامات شاه در سال 1334 بود که موجی از دستگیری‌های گسترده را به راه انداختند و به اعدام مخالفان خود پرداختند.

بررسی مختصری از عملکرد دوران پهلوی نشان می‌دهد که با نظامی سرمایه سالار و دیکتاتور مواجه بوده‌ایم و اکنون شاهد همان دشواری‌ها، اما در سطحی گسترده‌تر و بسیار خشن‌تر هستیم.

آیا بازگشت به گذشته‌ای که خود بر اثر انقلابی مردمی سرنگون شده و در اثر انتخابی اشتباه و فاحش منجر به سلطنت اسلامی گشته، چاره‌ی کار ماست؟ در شرایطی که اختلاس‌های نجومی، فیش‌های حقوقی کلان، بذل و بخشش‌های میلیاردی شهردار تهران، رسوایی‌های مالی قاضیانی همچون صلواتی و آزادی قاتلانی نظیر سعید مرتضوی، آزادی رحیمی؛ معاون احمدی نژاد، آزادی دزدان دکل نفتی، اقرار به جنایات دهه 60 از سوی مقامات حکومتی و زیر ضرب قرار دادن مادران و خانواده‌های خاوران و دیگر خانواده‌های دادخواه، لبریز شدن زندان‌ها از زندانیان سیاسی و عقیدتی که از بیماری‌های متعدد رنج می‌برند و از سر ناگزیری به اعتصاب غذا دست می‌زنند، جوخه‌های اعدامی که هر هفته برپا می‌شوند تا جوانانی را که در نتیجه سیاست‌های ضد مردمی همین نظام به بیراهه کشیده شده‌اند به کام مرگ بفرستد، شلاق زدن بر پیکر کارگران زحمتکش و جوانانی که در مهمانی مختلط بوده‌اند و همه این‌ها در حالی است که بر فساد قاری قرآن و آیت الله شجونی سرپوش گذاشته می‌شود، معلمان زحمتکشی که در پی مطالبات صنفی شان به زندان‌های طولانی محکوم می‌شوند و... آیا به جای مبارزه‌ای مترقی و مستقیم با رژیم، انتخاب راه ساده‌ای نظیر رفتن به پاسارگاد و توسل به خرافات و  نیرویی غیرممکن چاره‌ی کار است؟ یا نشستن در انتظار فردی که می‌خواهد با شعار پرهیز از خشونت، هیچ یک از ساختارهای قدرت آسیب نبیند و از دور جریانات را کنترلکند تا با یک رفراندوم به ایران بازگردد؟!!! آیا این خواست ما فعالان سیاسی- اجتماعی برای بهبود شرایط زندگی و ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر عدالت است؟! حامیان سلطنت نیز جز نشستن بر سر سفره‌ی آماده جنبش‌ها چیزی در چنته ندارند، هم‌چون نظام فعلی که بر سر سفره 57 نشسته و همه‌ی نیروهایی را که برای رفتن شاه سال‌ها تلاش کردند به کناری زد و نابود کرد. چند بار باید از یک مار گزیده شویم تا به خود آییم؟!


یکی از مادران پارک لاله
24 آبان 95


 - ماتیاس شولتس و هری دی کویته ویله از نویسندگان و مورخانی هستند که تحقیقات گسترده‌ای را در مورد کوروش انجام می‌دهند و از پژوهش های دکتر کلاوس گالاس، پروفسور یوزف ویزهوفر، دکتر هانس پیتر شاودیگ، تام هلند مورخ و نویسنده، پروفسور روت، پروفسور ون دراسیک و پروفسور امیلیه کوهرت استفاده می‌کنند.
نشریه فرانسوی لوموند.اکتبر1973
3 گزارش سازمان بین المللی کار، ژنو 1972
4- تاریخ ایران مدرن. یرواند آبراهامیان. نشر نی
5- حزب رستاخیز. فلسفه انقلاب ایران. تهران 1355
6 تاریخ ایران مدرن. یرواند آبراهامیان. نشر نی